محمد ابراهيم آيتى
333
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
داستان أمّ عماره أمّ عمّارهء نسيبه [ 1 ] ، دختر « كعب بن عمرو مازنى » ( از بنى مازن بن نجّار ) روز أحد مشكى به دوش داشت و سپاهيان اسلامى را آب مىداد ، امّا چون مسلمانان شكسته شدند و رسول خدا در خطر قرار گرفت ، به كار جنگ پرداخت و شمشير مىزد و تيراندازى مىكرد و زخمهائى برداشت ، و چون « عبد اللّه بن قمئه » براى كشتن رسول خدا پيش تاخت و همىگفت : محمّد كجا است ؟ زنده نمانم اگر او را زنده بگذارم ، همين زن و « مصعب بن عمير » سر راه بر وى گرفتند و در اين گيرودار ، « عبد اللّه » ضربتى بر شانهء « أمّ عماره » زد كه سالها بعد ، جاى آن گود و فرو رفته مانده بود . نوشتهاند كه : « أمّ عماره » در روز أحد دوازده زخم نيزه و شمشير برداشت ، و خود و شوهرش و پسرانش : « عبد اللّه » و « حبيب » : پسران « زيد بن عاصم مازنى » [ 2 ] پيش روى رسول خدا ايستاده و از وى دفاع مىكردند . داستان قتادة بن نعمان ( أنصارى ، أوسى ، ظفرى ، از بنى ظفر بن خزرج ) ابن اسحاق از قول « عاصم بن عمر بن قتاده » مىنويسد كه : رسول خدا در جنگ أحد ، آن همه با كمان خود تيراندازى كرد كه دو سر آن در هم شكست ، پس قتاده آن را بر گرفت و نزد وى بود . در همان روز چشم « قتاده » آسيب ديد ، به طورى كه روى گونهاش افتاد ، رسول خدا آن را با دست خود جابهجا كرد و از چشم ديگر « قتاده » زيباتر و تيزبين تر شد [ 3 ] .
--> [ 1 ] - در سيرة النبى : به ضم نون ضبط شده ( ج 3 ص 86 ) ولى در اسد الغابه ، ج 5 ، ص 555 : به فتح نون و كسر سين تصريح شده است . [ 2 ] - امتاع الاسماع : غزيّة بن عمرو مازنى . أسد الغابه : زيد بن عاصم . [ 3 ] - ر . ك : سيرة النبى ، ج 3 ، ص 30 امتاع الاسماع ، ص 133 .